تبليغاتX
..تا صبح


..تا صبح

به پیش روی من تا چشم یاری می کند دریاست...

 

چراغ ساحل آسودگی ها در افق پیداست

 

در این ساحل که من افتاده ام خاموش

 

غم دریا دلم تنهاست

 

وجودم بسته در زنجیر خونین تعلق هاست...

 

 

 

 

خروش موج با من می کند نجوا:

 

که هر کس دل به دریا زد رهایی یافت

 

که هر کس دل به دریا زذ رهایی یافت......

 

 

 

 

مرا آن دل که بر دریا زنم نیست

 

ز پا این بند خونین برکنم نیست

 

امید آنکه جان خسته ام را

 

به آن نادیده ساحل افکنم نیست.....

نوشته شده در سه شنبه 31 اردیبهشت1387ساعت 22:38 توسط vorujak| |

ماهی همیشه تشنه ام

 

 

 

در زلال لطف بیکران تو

 

 

 

می برد مرا به هر کجا که میل اوست

 

 

 

موج دیدگان مهربان تو....

 

 

 

 

 

 

 

 

 

زیر بال مرغکان خنده هات

 

 

 

زیر آفتاب داغ بو سه هات

 

 

 

ای زلال پاک

 

 

 

جرعه جرعه می کشم تو را

 

 

 

به کام خویش

 

 

 

تا که پر شود تمام جان من ز جان تو...

 

 

 

 

 

 

 

 

 

ای همیشه خوب!

 

 

 

ای همیشه آشنا!!

 

 

 

هر طرف که می کنم نگاه

 

 

 

تا همه کرانه های دور

 

 

 

عطر و خنده و ترانه می کند شنا

 

 

 

 

 

 

 

 

 

ماهی همیشه تشنه ام

 

 

 

 ای زلال تابناک

 

 

 

یک نفس اگر مرا به حال خود رها کنی

 

 

 

ماهی تو

 

 

 

جان سپرده

 

 

 

روی خاک

نوشته شده در سه شنبه 31 اردیبهشت1387ساعت 22:37 توسط vorujak| |


آزمودم زندگي راجزء يكي رويانبود

آري...
 
آري.....
 
غيريك رويانبود

آزمودم اين جهان واژگون زشت را

غيرعشقي دردلي چيزي دراين دنيانبود
نوشته شده در شنبه 28 اردیبهشت1387ساعت 23:47 توسط vorujak| |

پرسید که چرا دیر کرده است؟ نکند دل دیگری او را اسیر کرده است؟

خندیدم و گفتم او فقط اسیر من است. تنها دقایقی دیر کرده است.

گفتم امروز هوا سرد بوده است شاید موعد قرار تغییر کرده است

خندید به سادگیم آیینه و گفت : او احساس پاک تو را زنجیر کرده است.

گفتم از عشق من چنین سخن مگوی

گفت : خوابی... سالهاست که دیر کرده است....

در آیینه به خود نگاه می کنم ....آه ... عشق او عجیب مرا پیر کرده است....

راست گفت آیینه که منتظر نباش او برای همیشه دیر کرده است

اما من چه ساده...و چه خوش باور برای آمدنش به انتظار نشسته بودم... انتظاری عبث

انتظار کار عاشقان است و من دلداده چه می کردم به جز انتظار؟

چشمانم هنوز به حلقه ی در خیره مانده اند ... نکند چشمانم خسته شوند ...نکند امشب هم خوابم ببرد ...

چه دیر پیدایش کردم ! قبل از این کجا بود؟ چطور گرفتارش شدم؟ چطور عاشقش شدم؟ چطور دلم را ربود؟

کی رفت؟ چرا رفت؟ کی می آید؟ اصلاً می آید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
نوشته شده در دوشنبه 23 اردیبهشت1387ساعت 20:41 توسط vorujak| |


I love all the stars in the sky, but they are nothing compared to the ones in your eyes


نوشته شده در چهارشنبه 18 اردیبهشت1387ساعت 19:24 توسط vorujak| |

When time comes for u to give ur heart to someone, make sure u select

someone who will never break ur heart, cuz

broken hearts has never spare part

نوشته شده در دوشنبه 16 اردیبهشت1387ساعت 21:29 توسط vorujak| |


Great sayings

Whoever invented A,B,C,D,E,.. ......... ......... ......... .Z did a great
thing.


But he kept U and I very very far


But I still got a place where U and I are very close..... in fact
together


Do you know where U and I can be together



Scroll down



....


....


....


....


....


....


....


....


....


....


....


....


....


....


....


....


....


.....


....


....


....



It is on the keyboard

نوشته شده در شنبه 14 اردیبهشت1387ساعت 12:9 توسط vorujak| |

اگر ميعادي نباشد رفتن چرا؟

 

اگر ديداري نباشد ديدن چه سود؟؟

 

و اگر بهشت نباشد...

 

صبر بر رنج و تحمل زندگي دوزخ چرا؟؟؟

 

اگر ساحل آن رود مقدس نباشد

 

بردباري در عطش از بهر چه؟؟؟؟

 

 

 

شريعتي

نوشته شده در جمعه 6 اردیبهشت1387ساعت 20:1 توسط vorujak| |

مرا عمري به دنبالت كشاندي


 

سرانجامم به خاكستر نشاندي


 

ربودي دفتر دل را و افسوس


 

كه سطري هم از اين دفتر نخواندي


 

 

 

گرفتم عاقبت دل بر منتت سوخت


 

پس از مرگم سرشكي هم فشاندي


 

گذشت از من ولي آخر نگفتي


 

كه بعد از من به اميد كه ماندي؟؟؟؟؟

نوشته شده در جمعه 6 اردیبهشت1387ساعت 20:1 توسط vorujak| |


Design By : Night Skin