تبليغاتX
..تا صبح


..تا صبح

دکتر شریعتی انسان ها را به چهار گروه زیر دسته بندی کرده است



دسته اول
آنانی که وقتی هستند هستند ، وقتی که نیستند هم نیستند.
عمده آدم‌ها حضورشان مبتنی به فیزیک است. تنها با لمس ابعاد جسمانی آن‌هاست که قابل فهم می‌شوند. بنابراین اینان تنها هویت جسمی دارند.

*******************

دسته دوم
آنانی که وقتی هستند نیستند ، وقتی که نیستند هم نیستند.
مردگانی متحرک در جهان. خود فروختگانی که هویت شان را به ازای چیزی فانی واگذاشته‌اند. بی‌شخصیت‌اند و بی‌اعتبار. هرگز به چشم نمی‌آیند. مرده و زنده‌شان یکی است.

*******************

دسته سوم
آنانی که وقتی هستند هستند ، وقتی که نیستند هم هستند.
آدم‌های معتبر و با شخصیت. کسانی که در بودنشان سرشار از حضورند و در نبودنشان هم تاثیرشان را می‌گذارند. کسانی که همواره به خاطر ما می‌مانند. دوستشان داریم و برایشان ارزش و احترام قائلیم.
*******************


دسته چهارم
آنانی که وقتی هستند نیستند ، وقتی که نیستند هستند.
شگفت‌انگیزترین آدم‌ها در زمان بودشان چنان قدرتمند و با شکوه‌اند که ما نمی‌توانیم حضورشان را دریابیم، اما وقتی که از پیش ما می‌روند نرم نرم آهسته آهسته درک می‌کنیم. باز می‌شناسیم. می‌فهمیم که آنان چه بودند. چه می‌گفتند و چه می‌خواستند. ما همیشه عاشق این آدم‌ها هستیم. هزار حرف داریم برایشان. اما وقتی در برابرشان قرار می‌گیریم قفل بر زبانمان می‌زنند. اختیار از ما سلب می‌شود. سکوت می‌کنیم و غرقه در حضور آنان مست می‌شویم و درست در زمانی که می‌روند یادمان می‌آید که چه حرف‌ها داشتیم و نگفتیم. شاید تعداد این‌ها در زندگی هر کدام از ما به تعداد انگشتان دست هم نرسد.

*******************

نوشته شده در پنجشنبه 26 آذر1388ساعت 20:54 توسط vorujak| |

 

باز امشب عرشیان کف میزنند 

آل احمد پنجه بر دف میزنند 

جبرییل آمد به آواز جلی  

می سراید لا فتی الا علی

نوشته شده در یکشنبه 15 آذر1388ساعت 17:48 توسط vorujak| |

 

   در بند دیده شدن نباش......دیدنی باش....!!!

نوشته شده در جمعه 15 آبان1388ساعت 19:51 توسط vorujak| |

Three things in life that are never certain.
سه چيز در زندگي پايدار نيستند.

-Dreams
روياها

-Success
موفقيت ها

-Fortune
شانس


Three things in life that,one gone never come back.
سه چيز در زندگي قابل برگشت نيستند.

-Time
زمان

-Words
کلمات

-Opportunity
موقعيت


Three things in life that can destroy a man/woman.
سه چيز در زندگي انسان را خراب مي کنند.

-Alcohl
الکل

-Pride
غرور

-Anger
عصبانيت


Three things that make a man/woman
سه چيز انسانها رو مي سازند.

-Hard work
کار سخت

-Sincerity
صدق و صفا

-Commitment
تعهد


Three things in life that are most valuable.
سه چيز د زندگي خيلي با ارزش هستند.

-Love
عشق

-Self-confidence
اعتماد به نفس

-Friends
دوستان


Three things in life that may never be lost.
سه چيز در زندگي هستند که نبايد از بين بروند.

-Peace
آرامش

-Hope
اميد

-Honesty
صداقت

نوشته شده در یکشنبه 10 آبان1388ساعت 20:18 توسط vorujak| |

" حميد مصدق خرداد 1343"


*تو به من خنديدي و نمي دانستي
من به چه دلهره از باغچه همسايه سيب را دزديدم
باغبان از پي من تند دويد
سيب را دست تو ديد
غضب آلود به من كرد نگاه
سيب دندان زده از دست تو افتاد به خاك
و تو رفتي و هنوز،
سالهاست كه در گوش من آرام آرام
خش خش گام تو تكرار كنان مي دهد آزارم
و من انديشه كنان غرق در اين پندارم
كه چرا باغچه كوچك ما سيب نداشت


" جواب زيباي فروغ فرخ زاد به حميد مصدق"

من به تو خنديدم
چون كه مي دانستم
تو به چه دلهره از باغچه همسايه سيب را دزديدي
پدرم از پي تو تند دويد
و نمي دانستي باغبان باغچه همسايه
پدر پير من است
من به تو خنديدم
تا كه با خنده تو پاسخ عشق تو را خالصانه بدهم
بغض چشمان تو ليك لرزه انداخت به دستان من و
سيب دندان زده از دست من افتاد به خاك
دل من گفت: برو
چون نمي خواست به خاطر بسپارد گريه تلخ تو را ...
و من رفتم و هنوز سالهاست كه در ذهن من آرام آرام
حيرت و بغض تو تكرار كنان
مي دهد آزارم
و من انديشه كنان غرق در اين پندارم
كه چه مي شد اگر باغچه خانه ما سيب نداشت
نوشته شده در دوشنبه 4 آبان1388ساعت 9:9 توسط vorujak| |

امشب دلم بارید

دریایی نبود که به عشق آسمون دلم طوفانی شه...

هر کسی هم که رد شد

با خودش چتر آورده بود!!!

حتی حاضر نشد نم ِ غمم صورتشو ناز کنه...

چتراشونو وا کردن و با بی اعتنایی گفتن:

چه بارون  بی موقعی!

نوشته شده در یکشنبه 26 مهر1388ساعت 21:57 توسط vorujak| |

شنيدم كه چون قوي زيبا بميرد

فريبنده زاد و فريبا بميرد

 

شب مرگ تنها نشيند به موجي

رود گوشه اي دور و تنها بميرد

 

در آن گوشه چندان غزل خواند آن شب

كه خود در ميان غزل ها بميرد

 

گروهي بر آنند كه اين مرغ شيدا

كجا عاشقي كرد آنجا بميرد

 

شب مرگ از بيم آنجا شتابد

كه از مرگ غافل شود تا بميرد

 

من اين نكته گيرم كه باور نكردم

نديدم كه قويي به صحرا بميرد

 

چو روزي ز آغوش دريا بر آمد

شبي هم در آغوش دريا بميرد

 

تو درياي بودي آغوش باز كن

كه ميخواهد اين قوي زيبا بميرد

 
نوشته شده در چهارشنبه 15 مهر1388ساعت 9:19 توسط vorujak| |


Design By : Night Skin